گاهی وقتها آدم، چیزی رو از دست میده، اما احساسش هنوز هست؛ درست مثل درد فانتوم. در پزشکی، به دردی که در عضوی حس میشه که دیگه وجود نداره، میگن “درد فانتوم”. اما این فقط مختص جسم نیست… دل هم گاهی دچار درد فانتوم عشق میشه؛ وقتی که رابطهای تموم شده، ولی هنوز خاطرات، حرفها و حسها توی ذهن و قلبت زندهان.
در این مقاله از ری ویستا، بهترین مجله خبری آنلاین، قراره دربارهی این نوع خاص از درد حرف بزنیم؛ دردی که دیده نمیشه، اما تا عمق وجود آدم نفوذ میکنه. با ما همراه باش تا دنیای دردهای خیالیِ عشق رو بیشتر بشناسیم…

درد فانتوم چیست؟ آشنایی با درد خیالی
درد فانتوم یا درد خیالی به احساسی گفته میشود که در یک عضو از بدن که دیگر وجود ندارد، تجربه میشود. این پدیده معمولاً پس از قطع عضو رخ میدهد، اما در برخی شرایط دیگر مثل از دست دادن حس در بخشهایی از بدن نیز ممکن است ایجاد شود. افراد مبتلا، احساس میکنند که عضو از دست رفته همچنان وجود دارد و درد، سوزش، فشار یا دیگر حسهای ناراحتکننده را در آن ناحیه احساس میکنند.
درد فانتوم تنها یک واکنش فیزیکی نیست؛ بلکه ترکیبی پیچیده از تغییرات مغزی، سیگنالهای عصبی و عوامل روانشناختی است. مغز همچنان وجود عضو را در نقشه عصبی خود شناسایی میکند و سیگنالهای مرتبط با آن را تولید میکند، حتی زمانی که آن عضو دیگر در بدن فرد نیست.
شناخت بهتر درد فانتوم به درک علمی بیشتر درباره ارتباط میان مغز، سیستم عصبی و تجربهی درد کمک کرده است و امروزه روشهای مختلفی برای کنترل و کاهش این نوع درد وجود دارد.
بیشتر بخوانید: تقویت مفصل زانو با ورزش

درد فانتوم در پزشکی
در پزشکی، درد فانتوم به عنوان یکی از پیچیدهترین و جالبترین پدیدههای عصبی شناخته میشود. این درد به حالتی گفته میشود که فرد پس از قطع عضو یا آسیب جدی به یکی از بخشهای بدن، در ناحیهای که دیگر وجود ندارد یا عملکرد ندارد، احساس درد میکند. برخلاف تصور عمومی که این درد را صرفاً روانی میداند، تحقیقات پزشکی ثابت کردهاند که درد فانتوم منشأ کاملاً فیزیولوژیکی و عصبی دارد.
از دیدگاه پزشکی، علت اصلی درد فانتوم تغییرات در سیستم عصبی مرکزی است؛ به ویژه در نخاع و مغز. زمانی که عضوی قطع میشود، مسیرهای عصبی که قبلاً سیگنالهای حسی از آن عضو را دریافت میکردند، بدون ورودی میمانند و به طور غیرطبیعی فعالیت میکنند. این فعالیتهای نابجا باعث میشود که مغز همچنان حس وجود عضو را ثبت کند و حتی احساس درد در آن ناحیه ایجاد شود.
مطالعات تصویربرداری مغزی، مانند fMRI، نشان دادهاند که بخشهایی از مغز که به عضو از دست رفته مربوط میشوند، به صورت متفاوتی فعال میشوند. این بازسازماندهی مغزی نقش کلیدی در ایجاد درد فانتوم دارد. از سوی دیگر، عواملی مانند التهاب عصبی، آسیب به اعصاب محیطی و تجربههای احساسی و روانی فرد نیز میتوانند شدت و نوع درد را تحت تأثیر قرار دهند.
امروزه پزشکان با استفاده از ترکیبی از داروها، فیزیوتراپی، تحریک مغزی و تکنیکهای روانشناختی به مدیریت بهتر این درد کمک میکنند.
شاید بخواهید بدانید: بهترین داروی گیاهی برای تخلیه سریع روده و پاکسازی دستگاه گوارش

چرا بدن دردی را حس میکند که وجود ندارد؟
بدن به دلیل پیچیدگی سیستم عصبی و نحوهی پردازش سیگنالهای حسی در مغز، ممکن است دردی را حس کند که در واقع منشأ فیزیکی خارجی ندارد. این اتفاق به ویژه در درد فانتوم دیده میشود، زمانی که فرد حتی پس از قطع عضو، همچنان احساس درد در عضو از دست رفته را تجربه میکند.
دلیل اصلی این پدیده به بازسازی مجدد شبکههای عصبی در مغز و نخاع مربوط میشود. زمانی که یک عضو قطع میشود، اعصاب مربوط به آن دیگر سیگنالهای معمول دریافت نمیکنند. در نتیجه، مغز که به دریافت مداوم اطلاعات از آن ناحیه عادت داشته، دچار نوعی “سردرگمی” میشود و به طور خودکار سیگنالهای درد تولید میکند. این یک واکنش طبیعی مغز است که به دنبال حفظ تعادل در سیستم عصبی ایجاد میشود.
علاوه بر این، برخی دانشمندان معتقدند که حافظهی درد نیز نقش دارد. اگر عضوی قبل از قطع شدن دچار آسیب یا درد مزمن بوده باشد، مغز میتواند این درد را به خاطر بسپارد و حتی پس از قطع عضو، آن را بازسازی کند. همچنین، تغییرات در اعصاب محیطی، التهاب و حتی عوامل روانی مانند اضطراب و استرس میتوانند احساس درد خیالی را تشدید کنند.
محصولات ویژه :
کتونی ونس سادهقیمت: 890000
ونس ساده اسپرتقیمت: 1160000
کتونی زنانه پیاده روی نایک v2kقیمت: 1580000

درد فانتوم در روانشناسی
در روانشناسی، درد فانتوم نه فقط به عنوان یک پدیده فیزیولوژیکی، بلکه به عنوان تجربهای پیچیده و عمیق از تعامل ذهن و بدن در نظر گرفته میشود. این نوع درد، حتی زمانی که هیچ عامل فیزیکی قابل مشاهدهای برای آن وجود ندارد، بهطور واقعی توسط فرد احساس میشود و همین نکته آن را به موضوعی مهم در روانشناسی درد تبدیل کرده است.
از دیدگاه روانشناسی، درد فانتوم ممکن است بازتابی از خاطرات عصبی و احساسی بدن باشد. ذهن انسان بهگونهای طراحی شده که حتی پس از حذف یک عضو، همچنان “نقشهی ذهنی” آن عضو را حفظ میکند. این نقشه در قشر حسی-حرکتی مغز باقی میماند و ممکن است به شکل درد یا احساسات دیگر بروز کند.
علاوه بر این، عوامل روانی مانند اضطراب، افسردگی، یا ترومای پس از قطع عضو نیز میتوانند شدت یا تداوم درد فانتوم را افزایش دهند. افرادی که با استرس یا غم عمیق پس از از دست دادن عضو مواجهاند، اغلب درد فانتوم را شدیدتر تجربه میکنند.
درمانهای روانشناختی مثل درمان شناختی-رفتاری (CBT)، هیپنوتراپی، یا تصویرسازی ذهنی میتوانند به مدیریت این درد کمک کنند. در این روشها تلاش میشود که فرد با تغییر درک ذهنی از بدن یا بازآفرینی مثبت تجربهها، میزان درد را کاهش دهد.
علائم درد فانتوم چگونه ظاهر میشوند؟
علائم درد فانتوم معمولاً بهصورت کاملاً واقعی و مشابه با دردهای فیزیکی در عضو از دسترفته ظاهر میشوند، با این تفاوت که آن عضو دیگر وجود ندارد. این علائم میتوانند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشند، اما رایجترین حالتها شامل موارد زیر هستند:
- درد تیز یا تیرکشنده در ناحیهای که عضو قبلاً وجود داشته
- احساس سوزش یا داغی
- گزگز، بیحسی یا مورمور شدن
- احساس فشردگی، پیچخوردگی یا گرفتگی شدید
- احساس وجود عضو قطعشده (مثل اینکه انگشتان پا یا دست هنوز وجود دارند)
- تغییر شدت درد بر اثر استرس، هوای سرد، یا فشار روانی
این علائم معمولاً بهصورت دورهای بروز میکنند و ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت ادامه داشته باشند. گاهی هم بهصورت مزمن و مداوم تجربه میشوند و کیفیت زندگی فرد را بهشدت تحتتأثیر قرار میدهند.
علت درد فانتوم چیست؟ نگاه روانی و فیزیولوژیکی
علت درد فانتوم از دیدگاه روانی و فیزیولوژیکی ترکیبی از فرآیندهای مغزی، عصبی و روانشناختی است. این پدیده نشان میدهد که درد صرفاً یک واکنش به تحریک فیزیکی نیست، بلکه حاصل تعامل پیچیدهای میان مغز، اعصاب و احساسات فرد است.
از منظر فیزیولوژیکی، زمانی که عضوی قطع میشود، شبکهی عصبی که آن عضو را کنترل میکرد، همچنان در بدن باقی میماند. مغز نیز همچنان همان مسیرهای عصبی را فعال میکند، گویی عضو هنوز وجود دارد. به همین دلیل، سیگنالهای درد ممکن است از نخاع یا مغز منشأ بگیرند، نه از عضو واقعی. این سیگنالها میتوانند به شکل درد، گزگز یا فشار حس شوند.
همچنین نواحی خاصی از مغز که با پردازش احساس آن عضو سروکار دارند، پس از قطع عضو دچار بازسازماندهی میشوند و این تغییرات میتواند منجر به تجربه درد شود.
از دیدگاه روانشناسی، عوامل عاطفی و ذهنی نقش مهمی در شدت و تداوم درد فانتوم دارند. افرادی که پیش از قطع عضو دچار درد مزمن بودهاند، یا با اضطراب، افسردگی یا اختلال استرس پس از سانحه روبهرو هستند، بیشتر احتمال دارد درد فانتوم را تجربه کنند. ذهن، در تلاش برای بازسازی یکپارچگی بدن، ممکن است بهطور ناخودآگاه سیگنالهایی از «عضو از دست رفته» دریافت کند.
محصولات ویژه :
کتونی زنانه ونس سلینقیمت: 1068000
ونس ساده اسپرتقیمت: 1160000
کتونی ونس سادهقیمت: 1100000
در مجموع، درد فانتوم هم محصول تغییرات فیزیولوژیکی در سیستم عصبی است و هم تحت تأثیر تجربههای ذهنی، روانی و هیجانی قرار دارد.
درد فانتوم عشق
درد فانتوم عشق نوعی تجربهی احساسی است که شباهت زیادی با درد فانتوم جسمی دارد؛ در این حالت، فرد پس از پایان یک رابطه یا از دست دادن یک عشق، همچنان احساس حضور عاطفی آن شخص را در زندگی خود تجربه میکند. این درد، اگرچه فیزیکی نیست، اما تأثیری واقعی، عمیق و گاهی حتی ناتوانکننده بر روان و بدن دارد.
در این نوع از درد، فرد ممکن است خاطرات، مکانها، صداها یا حتی رایحههایی را تجربه کند که به شدت او را به رابطهی تمامشده پیوند میدهند. قلب ممکن است تندتر بتپد، اشکها ناخواسته جاری شوند و ذهن مدام درگیر فرد از دسترفته باشد، حتی اگر دیگر در زندگی شخص نقشی نداشته باشد. این احساس میتواند باعث بیخوابی، بیاشتهایی، اضطراب و حتی علائم فیزیکی مثل تپش قلب و دلدرد شود.
از دیدگاه روانشناسی، این پدیده بخشی از فرآیند سوگواری است. مغز، که به بودن آن فرد عادت کرده، نمیتواند بهسادگی واقعیت نبود او را بپذیرد. درست مانند عضوی که قطع شده ولی مغز هنوز آن را حس میکند، عشق تمامشده هم در ذهن همچنان حضور دارد.
درد فانتوم عشق میتواند با گذشت زمان، پذیرش واقعیت، گفتگو درمانی، نوشتن احساسات یا تمرین مراقبه و ذهنآگاهی کاهش پیدا کند. اما مهم است بدانیم که این درد، گرچه خیالی به نظر میرسد، واقعی و انسانیست و نیاز به توجه دارد.
تفاوت درد فانتوم با سایر انواع درد
تفاوت درد فانتوم با سایر انواع درد در ماهیت، منشأ و تجربهی فردی آن نهفته است. برخلاف بسیاری از دردها که ناشی از آسیب مستقیم به بافت یا عضو خاصی هستند، درد فانتوم از ناحیهای حس میشود که دیگر وجود ندارد یا ارتباط مستقیمی با محرک فیزیکی ندارد. در ادامه به مهمترین تفاوتهای درد فانتوم با سایر انواع درد میپردازیم:
- منشأ عصبی غیرمستقیم
دردهای معمول مانند درد عضله، مفصل یا زخم، مستقیماً ناشی از تحریک گیرندههای درد در بافت آسیبدیده هستند. اما در درد فانتوم، مغز و سیستم عصبی مرکزی در غیاب سیگنالهای واقعی از عضو قطعشده یا از دسترفته، به صورت اشتباه درد را تفسیر میکنند. - حس از عضوی که دیگر وجود ندارد
در درد فانتوم جسمی، بیمار در عضوی احساس درد دارد که قطع شده یا وجود خارجی ندارد. این در حالی است که سایر دردها به عضو یا ناحیهی مشخصی که هنوز در بدن هست مربوطاند. - نقش پررنگ ذهن و روان
در درد فانتوم، بهویژه نوع عاطفی آن مانند درد فانتوم عشق، عوامل روانشناختی مانند وابستگی، فقدان، خاطرات و ناخودآگاه نقش بسیار برجستهتری دارند. در حالی که در دردهای جسمی، بیشتر عوامل فیزیولوژیکی دخیل هستند. - مدیریت و درمان متفاوت
برای بسیاری از دردهای فیزیکی، درمانهای متداول مانند مسکنها، فیزیوتراپی یا جراحی مؤثرند. اما درد فانتوم معمولاً به درمانهای ترکیبی مثل داروهای عصبی، رواندرمانی، تحریک مغزی یا تکنیکهای شناختی-رفتاری نیاز دارد. - ماهیت گمراهکننده
درد فانتوم میتواند فرد را گیج کند، چون هیچ نشانهای از التهاب یا آسیب در ناحیهی درد دیده نمیشود. این تفاوت باعث میشود بیماران گاهی احساس کنند که دردشان جدی گرفته نمیشود یا غیرواقعی است.
در نهایت، تفاوت اصلی درد فانتوم با سایر دردها در این است که احساس واقعی از یک منبع غیرواقعی به وجود میآید. این تضاد، آن را به یکی از پیچیدهترین و در عین حال قابلتأملترین تجربیات انسانی تبدیل میکند.
روشهای تشخیص درد فانتوم
روشهای تشخیص درد فانتوم به ترکیبی از بررسیهای بالینی، ارزیابیهای روانشناختی و حذف سایر دلایل درد متکی هستند. چون درد فانتوم از عضوی حس میشود که دیگر در بدن وجود ندارد، تشخیص آن گاهی چالشبرانگیز است و نیاز به دقت بالای پزشک دارد. در ادامه، مهمترین روشهای تشخیص این نوع درد را معرفی میکنم:
- شرح حال دقیق بیمار
اولین و مهمترین مرحله در تشخیص، گفتوگوی دقیق با بیمار است. پزشک از بیمار درباره نوع درد، زمان شروع، شدت، محل حسشده درد و وضعیت روانیاش سؤال میکند. اگر بیمار از دردی در ناحیهای صحبت کند که دیگر در بدنش نیست (مثلاً پای قطعشده)، این یک نشانهی کلیدی برای تشخیص درد فانتوم است. - معاینه فیزیکی
با اینکه ناحیه مورد نظر وجود ندارد، پزشک نواحی اطراف یا بخشهای مرتبط عصبی را بررسی میکند تا مطمئن شود منبع درد ناشی از مشکلات عضلانی، عصبی یا اسکلتی نیست. - حذف سایر علل درد
از آنجا که درد فانتوم تشخیص افتراقی دارد، پزشک ممکن است آزمایشهای تشخیصی مانند عکسبرداری، MRI یا نوار عصب و عضله (EMG) را تجویز کند تا مطمئن شود درد ناشی از عوامل دیگری مانند نورالژی (درد عصبی)، نورومای انتهای عصب، التهاب یا آسیبهای بافتی نیست. - ارزیابی روانشناختی
گاهی درد فانتوم با عوامل روانی مانند اضطراب، افسردگی یا تجربهی سوگ همراه است. روانپزشک یا روانشناس بالینی ممکن است با استفاده از مصاحبه و آزمونهای تخصصی، تأثیر عوامل ذهنی را در شدت یا بروز درد بررسی کند. - بررسی واکنش به درمانهای آزمایشی
در بعضی موارد، پزشک با تجویز موقتی داروهای ضد تشنج یا ضد افسردگی که روی مسیرهای عصبی مرکزی اثر میگذارند، واکنش بیمار را بررسی میکند. کاهش درد در نتیجه این درمانها میتواند تشخیص درد فانتوم را تأیید کند.
درمان درد فانتوم؛ از دارو تا رواندرمانی
درد فانتوم یکی از پیچیدهترین انواع درد است که درمان آن نیاز به رویکردی چندجانبه دارد. از آنجایی که این درد هم جنبههای عصبی و هم روانشناختی دارد، درمان مؤثر معمولاً ترکیبی از روشهای پزشکی و رواندرمانی است. در ادامه، مهمترین راهکارهای درمانی درد فانتوم را بررسی میکنیم:
درمان دارویی
برای کاهش شدت درد، پزشکان معمولاً داروهایی تجویز میکنند که روی سیستم عصبی مرکزی اثر میگذارند. داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی سهحلقهای، داروهای ضد تشنج (مثل گاباپنتین و پرهگابالین)، داروهای مسکن قوی، یا حتی تزریق بیحسکنندههای موضعی در اطراف اعصاب آسیبدیده میتواند کمککننده باشد. هدف از درمان دارویی، کاهش حساسیت نورونها و قطع سیگنالهای اشتباه درد است.
درمانهای فیزیکی و توانبخشی
فیزیوتراپی و کاردرمانی نقش مهمی در کنترل درد فانتوم دارند. تکنیکهایی مثل ماساژ، استفاده از پروتزهای مناسب، تمرینات کششی و فشاری روی نواحی مجاور عضو قطعشده میتوانند به مغز کمک کنند تا سیگنالهای طبیعیتری دریافت کند و شدت درد کاهش یابد.
تراپی آیینهای (Mirror Therapy)
در این روش نوآورانه، فرد جلوی آینهای قرار میگیرد که تصویر اندام سالمش را طوری بازتاب میدهد که به نظر برسد عضو از دست رفته وجود دارد. انجام حرکات هماهنگ و دیدن تصویر عضو سالم باعث فریب مغز شده و در بسیاری از بیماران، شدت درد فانتوم را به طرز چشمگیری کاهش میدهد.
تحریک مغزی غیرتهاجمی
روشهایی مانند تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال (TMS) یا تحریک الکتریکی از راه پوست (TENS) بر روی مغز یا اعصاب تأثیر میگذارند و میتوانند پیامهای درد را در مغز تغییر دهند. این روشها معمولاً زمانی به کار میروند که درمانهای اولیه موفقیت کافی نداشته باشند.
رواندرمانی و مشاوره
از آنجا که درد فانتوم میتواند تحت تأثیر احساسات، اضطراب یا افسردگی تشدید شود، رواندرمانی بخش جداییناپذیر درمان است. تکنیکهایی مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) به بیماران کمک میکند نحوهی درک درد را مدیریت کنند، با استرس کنار بیایند و کیفیت زندگی خود را بهبود دهند.
مداخلات جراحی
در موارد نادر و مقاوم به درمان، ممکن است از روشهای جراحی مانند کاشت محرکهای عصبی یا اصلاح مسیرهای عصبی استفاده شود. این گزینهها معمولاً آخرین راهحلها محسوب میشوند.
درمان درد فانتوم باید با توجه به شرایط خاص هر فرد و شدت علائمش طراحی شود. ترکیبی از روشهای دارویی، فیزیکی و روانشناختی بهترین نتیجه را به همراه خواهد داشت.
سوالات متداول
درد فانتوم چیست؟
- درد فانتوم یا درد خیالی به احساس دردی اطلاق میشود که در یک عضو از بدن که دیگر وجود ندارد، احساس میشود. این درد معمولاً بعد از قطع عضو بروز میکند و ممکن است به صورت احساس سوزش، تیر کشیدن یا دردهای مشابهی باشد.
آیا درد فانتوم درمانپذیر است؟
محصولات ویژه :
کتونی ونس عروس مرواریدیقیمت: 990000
کتونی روزمره زنانه نایکقیمت: 990000
کتونی ونس زنانه اسپرت راحتی یرفاقیمت: 890000
- درد فانتوم قابل درمان نیست، اما روشهایی مانند دارو درمانی، فیزیوتراپی، مشاوره روانی، و درمانهای نوین میتوانند به کاهش شدت درد و بهبود کیفیت زندگی کمک کنند.
چرا بدن درد را در اندامی که دیگر وجود ندارد حس میکند؟
- این درد به دلیل اشتباهاتی در ارسال سیگنالهای عصبی از مغز به اعضای بدن بروز میکند. مغز هنوز وجود عضو قطعشده را حس میکند و این احساس به صورت درد فانتوم بروز میکند.
چه درمانهایی برای درد فانتوم وجود دارد؟
- درمانها شامل داروهای مسکن، درمانهای روانشناختی مانند رفتار درمانی شناختی، تمرینات فیزیکی، تحریک مغزی، و تکنیکهای نوین مانند درمان آیینهای میباشند.
آیا درمانهای روانشناختی برای درد فانتوم موثر هستند؟
- بله، درمانهای روانشناختی مانند مشاوره و رفتار درمانی شناختی میتوانند به فرد کمک کنند تا با اضطراب، افسردگی و احساسات منفی ناشی از درد فانتوم مقابله کنند و زندگی راحتتری داشته باشند.
چه افرادی بیشتر در معرض درد فانتوم هستند؟
- افرادی که قطع عضو شدهاند، بهویژه کسانی که آمادگی جسمی و روحی برای کنار آمدن با این تغییرات را ندارند، بیشتر در معرض درد فانتوم قرار دارند. این درد بیشتر در افرادی که قطع عضو آنها بهدلیل آسیبهای شدید یا بیماریها بوده است، مشاهده میشود.
چگونه میتوان از شدت درد فانتوم کاست؟
- استفاده از داروهای مسکن، درمانهای فیزیکی، تکنیکهای آرامسازی، و درمانهای جدید مانند تحریک مغناطیسی ترانسکرانیال (TMS) میتواند به کاهش شدت درد فانتوم کمک کند.
آیا استفاده از پروتز برای درد فانتوم مفید است؟
- بله، استفاده از پروتز مناسب میتواند به بازسازی ارتباط بین مغز و بدن کمک کرده و ممکن است شدت درد فانتوم را کاهش دهد.
آیا تکنیکهای مدیتیشن و آرامسازی میتوانند به کاهش درد فانتوم کمک کنند؟
- بله، تکنیکهای آرامسازی و مدیتیشن میتوانند به کاهش سطح استرس و اضطراب کمک کنند، که این خود میتواند به کاهش درد فانتوم کمک کند.